اندیشهورزان علوم انسانی؛ ژان بودن (1596-1529)
ژان بودن حقوقدان، نظریهپرداز سیاسی، اقتصاددان و دیوشناس [دیمونولوژیست] اوایل دوران مدرن بود. او به سبب نظریاتش پیرامون حاکمیت و پول و نیز مطالعهی تطبیقی نظامهای حقوقی شهرت داشت. بودن در نظریهپردازی در حیطهی مطلقگرایی سلطنتی بر توماس هابز تقدم داشت. بودن با گسستن از دیدگاه عقلگرایانه در خصوص قانون و اقتدار، این استدلال را طرح کرد که منبع قانون در ارادهی حاکم نهفته است و نظم اجتماعی موکول به اقتدار مطلقهی حاکم است. او همچنین مفهوم تقسیمپذیری حاکمیت در مشروطهگرایی تلفیقی و دیگر مکانیسمهای توازن قوا را به چالش کشید. استدلال او این بود که اقتدار سیاسی نباید تقسیم شود و باید مطلق اما معتدل بماند. تنها در این صورت یک کشور میتواند به یک حاکمیت واحد دست یابد. شرح اصلی بودن در باب این ایدهها در «شش کتاب دربارهی جمهوری» (1576) آمده است. او در این کتاب دولت آرمانی را توصیف و تحلیل کرده است.
بودن در مقام یک حقوقدان طلایهدار نفی جهانشمولیت حقوق رومی بود. او دلیل آورد که مطالعهی تطبیقی نظامهای حقوقی مقدمهی هر کوششی برای تعیین اصول حقوقی جهانشمول است. به عقیدهی او، چنین اصولی به حاکمیت اجازه خواهند داد مجموعه قوانینی را وضع کند که با مکان و زمان کنونی بیشترین تناسب را داشته باشد. بودن در مقام یک اقتصاددان، حامی تجارت بود و یکی از نخستین هواداران این ایده بود که تورم با افزایش عرضهی فلزات گرانبها و آثار ناشی از موانع تجاری ارتباط دارد. نظریههای اقتصادی او را میتوان در کتاب «پاسخی به پارادوکسهای مالتروا» یافت. بودن بهمنزلهی یک دیوشناس، راهنماهای متعددی برای شناسایی و قضاوت در خصوص جادوگران منتشر کرد. او معتقد بود که عقیدهی عمومی معمولا در چنین مواردی درست است و شگفتآورست که غیاب اثر مشهود شیطان بر فرد متهم نشانهی قطعیتری بر گناهکاری اوست. بهرغم چنین ادراکاتی، او را بهواسطهی انتشار کتاب «گفتوگوهای هفت شخص در باب رموز امر والا» پس از مرگش، یک کثرتگرا و روادار مذهبی شناختهاند.
ترجمه از فرهنگ علوم اجتماعی آکسفورد
Calhoun, Craig (ed), Dictionary of the Social Sciences, Oxford Universoty Press, 2002, p 47.
کلمات کلیدی: ژان بودن، سلطنت مطلقه، اندیشه سیاسی، توماس هابز